شبي به شوق وصالت دلم بهانه گرفت ××××× شرار عشق تو در سينه ام زبانه گرفت
به دل وصال تو را وعده كردم اما دل ××××× به آه و ناله و كاشانه ات نشانه گرفت
زبان دل كه بود اشك ديده خون ××××× چو جوي آب ز چشمان من ترانه گرفت
دل شكسته به اميد ديدن رويت ××××× سراغ خانه تو از من عاشقانه گرفت
چو نااميد شد از من به ناله سحري ××××× نشان كوي تو از هر ديار و خانه گرفت
به آن ستاره زيباي آسمان رخت ××××× كه مه ز تابش آن نور جاودانه گرفت

/ 0 نظر / 4 بازدید