تا كي براي ديدن رويت دعا كنم ××××× تاكي ز سوز سينه تو را من صدا كنم
اي جنت و نعيم ز روي تو با صفا ××××× بازاي تا ز وصل تو جان با صفا كنم
گر منتي نهي و قدم بر سرم نهي ××××× بر ديده خاك پاي تو را توتيا كنم
هستي غريب عصر و زمان صاحب الزمان ××××× اذنم بده كه ديده به تو آشنا كنم
بهر ظهور نور جمال تو اي عزيز ××××× تا كي دو دست خويش به سوي خدا كنم
گرچه بلا قرين ولا گشته از ازل ××××× كو صبر تا تحمل درد و بلا كنم
در هر سحر گهان به اميد وصال تو ××××× از خواب ناز چشم رمد ديده وا كنم
يك نظره گر نصيب شود ديدنت مرا ××××× جانا به رو نماي تو جان را فدا كنم

/ 0 نظر / 4 بازدید