به ياد روي تو اي دوست هر سحر گريم ××××× گهي زچشم دل و گه ز چشم سر گريم
چو شمع انجمن عاشقان دلخسته ××××× ز داغ هجر تو اي دوست از جگر گريم
تو يوسفي چو يعقوب دلشكسته زار ××××× در انتظار تو اي نازنين پسر گريم
چو طفل رانده شده از سراي خود همه شب ××××× نهاده سر بروي آستان در گريم
فراق روي تو آواره كرده است مرا ××××× به دشت و كوه چو مجنون در بدر گريم
به جاي آب كه بر راه دوست ميريزند ××××× كنار راه تو با ديدگان تر گريم

/ 0 نظر / 7 بازدید