ديوانة عشق تو<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

مستم و ديوانه و شيدائيم                   

مست گل و لالة زهرائيم

آن گل زهرا كه جهان مست اوست

چرخة اقليم جهان دست اوست

روشني ماه بُوَد چهره اش

ظلمت شبها بود از طره اش

عطر بهاران همه از موي اوست

شيفتگان شيفتة روي اوست

نيست به گلزار جهان خوب تر

چون گل زهرا گل محبوب تر

اين گل طاها كه گل سرمد است

چهرة ماهش چو رخ احمد است

زنده جهان از دم عيسايي اش

دست خدايي يد بيضايي اش

خاتم شاهي جهان دريدش

هر چه كند حكم همان آيدش

قبلة عشاق بود خال او

سلطنت و ملك جهان مال او

مي كند اعجاز چو پيغمبري

بر همگان مي كند او رهبري

مي شكند هر چه صنم باشد او

بر صف اشرار جهان تازد او

بشكند او گردن فرعونيان

خوار نمايد رخ نمروديان

مي سترد اشك ز بيچارگان

يار شود بر دل غمخوارگان

        ××××

اي گل زهرا كه جهان مست توست!

عرصه و اقليم جهان دست توست!

شيفتة ماه رخت، اين دلم

ساخته اند از گل رويت گ‍‎‍ٍلم

مستم و از عشق تو ديوانه ام

بر رخ زيباي تو پروانه ام

يك دم از آن حجله برون آ، گلم

گوشة چشمي بنما بر دلم

بر فكني از رخ اگر آن حجاب

چهره بپوشد ز رخت آفتاب

ماه من از پرده درآ، جلوه كن

روح جهان را به رخت تازه كن

ظلمت و جهل بشري حاكم است

حق و عدالت به ميانها كم است

حق شده آغشته به خون در ميان

عرصة نا حق شده است اين جهان

         ××××

مي رسد آخر به خطش، انتظار

مي شكفد در قدمش صد بهار          

مي دهد آخر گل زهرا ثمر     

كشتي اسلام رهاند ز شر  

شيفتگان منتظر راه تو

منتظر چهرة چون ماه تو....

 

/ 0 نظر / 7 بازدید