اي خاك مقدم تو مرا توتياي چشم ××××× يك بار پاي خويش بنه در سراي چشم
از بس كه اشك بهر فراق تو ريختم ××××× اشكم به گريه آمده است از براي چشم
تنها دعاي ديده من ديدنت بود ××××× يك بار مستجاب نما اين دعاي چشم
در هر گلي جمال رخت جلوه ميكند ××××× زيباتر از گلي و بود اين خطاي چشم
كن جلوهاي كه روي نكوي تو بنگرد ××××× بيچاره عاشقي كه شده مبتلاي چشم
گفتم به اشك غسل بده ديده مرا ××××× تا اوفتد به چهره آن دلرباي چشم

/ 0 نظر / 4 بازدید